سالگرد ازدواج.
از فروشگاه که بیرون آمد باران شدت گرفته بود،سعی کرد سریعتر حرکت کند.اما راننده یک اتومبیل عبوری ناشی تر از آن بود که او را زیر نگیرد!صدای ترمز شدید و ... افتادن وسایل ، قل خوردن پرتقال ها و سیب ها و مرگ مرد کت قهوه ای و یک جعبه کادو شده قشنگ کنار جوب که یه تیکه کاغذ روش چسبیده و روش نوشته بود: تقدیم به همسر صبورم ،
زندگی تا اطلاع ثانوی زیباست!
پ.ن: چقد از کلمه ی بود استفاده کردم!
دو نفر با هم قدم میزدند، ضمنا یکم برگ هم روی زمین ریخته بود...
دستهاشان در تماس بود، خودشان خواسته بودند، خودشان تصمیم گیری کرده بودند،
برای سالهای طولانی...
می خندیدند!
صدای ترمز آمد،مردی با لباس سبز پیاده شد،دستش بیسیم بود،به نظر یکم عصبانی می آمد.
آن دو نفر با آن مرد رفتند.
آنها نمی خندیدند . پایان.
1-الان چی شد؟جلوی فساد گرفته شد الان؟
2-مشکل چی بود؟کجا بود؟
3-نوع جنایت آن دو نفر چطور؟
4-تکلیف هوای عالی ، مگس های خوشحال و خنده پیرمرد کلاه شاپویی چی میشه؟؟
5-تکلیف کرکس و خفاش و دایناسور و چه میدونم هر کوفت و زهر مار دیگه ای که راست راست می چرخند و خیابان متر میزنند ؟
6-ما، چه کنیم!!؟ خیابان خلوت است
باد و برگ و دلتنگی
سوسک ها هم هستند.بی تو سرگردانتر از پژواکم
در کوه
گردبادی در دشت
برگ پاییزی ْدر پنجه باد
بی تو
سرگردانتر
از نسیم سحرم
از نسیم سحر بی سامان
از نسیم سحر سرگردان
بی تو
اشکم
دردم
آهم
ح.م
